بهبود مستمر در پروژه ها

به دنبال راه عملی هستم که بتوان در يک سازمان پروژه ای که همه پروژه ها مستقل از هم فعاليت می کنند، پيوندی به منظور استفاده از تجارب بوجود آورد.

شايد بايد هماهنگ کنندگان پروژه را همه روزه در مکانی دور هم گردآورد تا مثل پزشکانی که گزارش مريض های کشيک شب قبل را به هم می دهند، راجع به مشکلات پروژه ها صحبت کنند.

از طرفی پرسنل، ديگر حاضر به پاسخگويي به بخشهای مربوطه خود نيستند و تنها خود را موظف به ارائه گزارش یه مدير پروژه می دانند.

راه اندازی واحد تحقيق و توسعه هم می تواند کار گشا باشد. اما تجربه در سازمانها نشان داده است که اين واحد نيز پس از مدتی فقط به يک عنوان مبدل می شود.

کاش می شد مثل ماشين که می بری تعمير گاه و چرخ هاش رو بالانس می کنی، کيفيت، زمان و هزينه را هم می بردی و بالانس می کردی.به همين راحتی.

برای مدير شدن کلی فرمول حفظ کرده بود، کلی کتاب خوانده بود و برنامه ريزی کرده بود،اما حالا ديگه وقت اون فرمولها نيست، حالا اون مانده با يک پروژه ی بزرگ و کلی کار عقب افتاده، راستی پروژه بعدی رو ديگه به او نمی دهند.

 

  
نویسنده : Hamid Moshksar ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٤