گردشگران تخت جمشيد را تخريب كردند

تعطيلات نوروز امسال فرصتى دست داد تا علاوه بر ديدار خانواده در زادگاهم شيراز بازديدى نيز از اماكن باستانى و تفريحى شيراز و فارس هم داشته باشم. امسال شيراز بعد از مشهد مقدس پذيراى بيشترين تعداد مسافران نوروزى بود. تعداد مسافران آنقدر زياد بود كه علاوه بر هتل ها و مسافرخانه ها آموزش و پرورش نيز مدارس را در اختيار مسافران فرهنگى قرار داده بود و شهردارى با ايجاد كمپ و چادر در بسيارى از نقاط شهر هزاران مسافر را اسكان داده بود اما از روز دوم فروردين با ورود تعداد بيشترى از مسافران به شهر، چادرهاى شخصى نيز در پارك ها، حياط مدارس، و پياده روها و... برپا شد. شيراز امسال با ورود همين تعداد مسافر عملاً قادر به پاسخگويى به خيل عظيم مسافران نبود.
اما نكته ديگرى كه در تعطيلات نوروزى جلب توجه مى كرد و البته تاسف آور هم بود ديدگاه حاكم بر اداره اماكن باستانى در شيراز بود كه بيش از هر چيز مويد اين مطلب است كه جذب گردشگر على ايحال به هر قيمتى اولويت بيشترى به حفاظت و حراست از اين مكان ها دارد!
روز دوم فروردين تعداد بازديدكنندگان از تخت جمشيد آن قدر زياد بود كه عملاً كنترل اين افراد توسط يگان حراست ميراث فرهنگى غيرممكن بود به  نظر مى رسيد حدود ۴۵ هزار نفر بازديدكننده در آن روز به تخت جمشيد آمده باشند و اما نوشتن يادگارى و تخريب توسط برخى از مسافران ناآگاه هم به فراوانى به چشم مى خورد به طورى كه دل هر ايرانى علاقه مند به اين فرهنگ و تمدن عظيم را به درد مى آورد.
آرامگاه حافظ هم به همين ترتيب بود به طورى كه حافظيه به طور ۲۴ ساعته پذيراى بازديدكنندگان بود و ازدحام به قدرى بود كه شخصاً مجبور شدم ساعت سه نيمه شب به آنجا بروم كه همان ساعت هم علاوه بر شلوغى زياد باز هم شاهد همان موارد تاسف بار ذكر شده در تخت جمشيد بودم.
تا آنجا كه اطلاع دارم بازديد  از اماكن تاريخى تابع ضوابط خاصى است به طورى كه وقتى تعداد بازديدكنندگان به حد معينى مى رسيد از ورود بقيه افراد جلوگيرى مى شد و بعد از خروج گروه اول اجازه ورود به بقيه داده مى شد بدين ترتيب انتظامات قادر به كنترل بهترى بود و بازديدكنندگان هم راحتى و رفاه بيشترى داشتند.
استان فارس نقطه آغاز شكوفايى امپراتورى بزرگ پارس و شيراز پايتخت فرهنگى كشور است. با اين وجود به رغم برخوردارى اين استان از آثار كهن تاريخى از دوران هخامنشيان و ساسانيان تا بعد از اسلام باز هم متاسفانه توجه چندانى به آن نمى شود.
در حالى  تركيه سال گذشته به رتبه ۱۶ اقتصاد برتر دنيا دست يافت كه شايد ۸۰ درصد آن را مرهون صنعت توريسم خود است كه اگر اين كشور فقط يك پنجم آثار باستانى ايران را مى داشت مطمئناً در جايگاه ششم يا هفتم جهان قرار مى گرفت. ضعف شديد سيستم هاى حفاظتى، كمبود بودجه و عدم توجه كافى به اماكن تاريخى، ميراث فرهنگى فارس را در مواجهه با آسيب هاى بسيارى قرار داده است كه مويد اين مطلب عكس هايى است كه به عنوان نمونه در فاصله زمانى ۲۰-۱۵ سال گذشته از تخت جمشيد گرفته شده كه اگر با تصاوير كنونى مقايسه شود تغييرات زيادى را نشان خواهد داد. وضعيت در پاسارگاد، نيشابور، كازرون، مجسمه شاپور در غار شاپور، قلعه دختر و آتشكده فيروزآباد، قصر ابونصر شيراز و كاخ ساسانى سروستان هم بهتر از اين نيست. ضعف شديد سيستم هاى حفاظت در اين اماكن به قدرى است كه سارقان به راحتى به عمارت كلاه فرنگى موزه پارس دستبرد مى زنند. قبرستان باستانى پاسارگاد را با لودر زير و رو مى كنند و بازديدكنندگان ناآگاه هم با نوشتن يادگارى و يا بردن قطعه اى كوچك از سنگ هاى اين اماكن به تخريب همت مى ورزند.در اين شرايط وزارت نيرو هم با احداث سد سيوند و به زير آب فرستادن ۱۲۰ منطقه باستانى به رغم مخالفت هاى شديد مجامع بين المللى در اين باره سنگ تمام مى گذارد. عدم مديريت واحد در اداره و نگهدارى و بازسازى اماكن باستانى هم يكى ديگر از مشكلات موجود است. قصر ابونصر در شمال شرق شيراز و با فاصله اى حدود پنج كيلومتر تا شهر با آثارى از دوران هخامنشى و ساسانى و كنده كارى هاى زيبا مهجور مى ماند تا افراد معتاد در زير نقش برجسته ها بيتوته كرده و آتش روشن كنند. باغ ارم و نارنجستان قوام زيرنظر دانشگاه شيراز اداره مى شود. باغ عفيف آباد توسط ارتش و بعضى از اماكن هم توسط اداره اوقاف و هريك با سلايق خاص خود آنها اداره و مرمت مى شوند.
ما تنها قومى در جهان هستيم كه هرگز بت پرست نبوده و يكتا پرست بوديم تمدن درخشان و پيشرفته اى داشتيم و در تمام دوران مردم ايران جزء با فرهنگ ترين افراد بوده اند پس چگونه است كه شواهد اين مدعا را با ناآگاهى و كج نظرى نابود كنيم. شايد در نتيجه همين رفتارهاى ناآگاهانه است كه فيلم هايى نظير «الكساندر» با توهين به گذشته قوم ايرانى ساخته مى شود.
*دبير انجمن دوستداران محيط زيست فارس شعبه تهران
  
نویسنده : Hamid Moshksar ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤